ابراهیمی:
جایگاه نسل جوان در مهندسی فرهنگی کشور و میزان سرمایه گزاری دستگاه های دولتی و مراکز پژوهشی و حوزوی بر آنها

بی شک آینده نگری و انتقال دغدغه ها ، ضامن بقا و تداوم هر حرکت و تفکری است و به هر میزان که آن تفکر سازنده تر و جهان شمول بیشتری داشته باشد ، اهمیت این عامل حیاتی افزایش می یابد ، فارغ از آن که خواه ناخواه نسل های بعدی امانتداران و میراث خواران آن حرکت خواهند شد و تأثیری شگرف بر استمرار و یا تغییر آن تفکر و در یک کلام مهندسی فرهنگی آن دارند.
کشور ما ، که داعیه دار تمدن اسلامی و جهانی کردن اسلام ناب محمدی است ، نیازمند سرمایه گزاری عظیمی در بهترین موقف و جایگاه برای تربیت نسل بعدی انقلاب است و از بین نسل هایی که می آیند و می روند ، نسل نوجوان ، بیشترین توانایی و بهترین استعداد را درجهت برآوردن اهداف انقلاب داراست
به همین خاطر ، اصلی ترین نقشی که بایسته و شایسته ی مراکز پژوهشی و حوزوی و دستگاه های سرمایه گزار می باشد ، تربیت نوجوانانی با ایمان ، مدیر ، مدبر ، دشمن شناس و دغدغه مند نسبت به اهداف انقلاب اسلامی و نهادینه کردن اهداف پاک و انسان ساز رهبران امت در آنان است

سلمان زاده:
موضوع؛ تبیین اهمیت نسل جوان از حیث تاثیرگزاری فرهنگی علمی اقتصادی و نیروی کار دفاعی و...


تشریح؛

بسم الله الرحمن الرحیم
شاید بتوان یکی از ارکان اصلی جامعه را جوانان آن دانست، چراکه جوانان هستند که جامعه را می‌سازند و اولین قدم هم در این امر، شناسایی افراد باانگیزه و دارای افکار و اید‌ه‌های نو و توانمند و سپس بر اساس علایق افراد و نیاز جامعه آنها را تقویت و رشد داد.

جامعه آرمانی زمانی شکل خواهد گرفت که جوانان با پشتوانه افراد باتجربه و فکر انقلابی تربیت شوند زیرا اگر این مهم محقق شود، از جوان میتوان انتظار تاثیر گذاری مثبت و مفید در جامعه و افراد را داشت.

با نگاهی کلان به این مسئله یعنی تربیت نیروهای جوان درمی‌یابیم که جوان، یک نیروی همه جانبه و کامل است‌.زیرا نیاز جامعه به افراد دوگونه است؛ ۱- نیروی کار و بازو ۲- نیروی فکر و مدیر.
انگیزه و انرژی فراوانی در جوان است، ایده و فکر تازه هم در اختیار اوست و هرگز نمی‌توان این طراوت زیبا را در اقشار دیگر یافت. پس از همه لحاظ جوان نسبت به اقشار دیگر ارجحیت دارد.

سلمان زاده:
موضوع:
بررسی معضلات پیش روی جوان های امروزی

تبیین؛
بسم الله الرحمن الرحیم
جوانه برای به ثمر رسیدن و شکوفایی دوره های متعددی را باید پشت سر بگذارد تا نتیجه مطلوب از آن حاصل شود.
حساس ترین دوره برای یک نهال انقلابی دوره جوانی آن است، دورره ای که با کوچکترین انحراف و ایجاد نقصب در او شاید تا پایان عمرش دیگر نتوان آن را اصلاح و ترمیم کرد. پس بدلیل اینکه محتمل دوره جوانی بسیار زیاد است می‌طلبد توجه ویژه و خاصی به آن داشت.
با نگاهی به امکانات و فضای موجود در جامعه و هجمه های دشمن شاید دیکر نتوان جوان امروزی را با فرمان جوانان دهه ۶۰ و ۷۰ و یا حتی ۸۰ راهبری و هدایت کرد.
یکی از معضلات پیش روی جوان امروز، وجود ابزار ارتباطی و رسانه است البته اگر کسی نگاه صفر و صدی به قضایا موجود داشته باشد چنین حکمی را میدهد درحالی مه اینگونه نیست!
با نگاهی صحیح به مقوله ابزار ارتباط جمعی، رسانه و فضای مجازی میتوان گفت که معضل بودن آن بستگی به استفاده‌ی از آن‌ها دارد. همین فضای مجازی و رسانه در بیشتر موارد تاثیراتی مثبتی بر روی افراد و جامعه داشته که شاید ده‌ها منبر، سخنرانی و همایش هم نمیتوانست داشته باشد.

پس آنچه از این بحث میتوان نتیجه گرفت این است که مقوله‌ای به عنوان معضل برای جوان اصالت ندارد بلکه عارضی اوست و این هم برگشت دارد به نگاه او به قضایا به عنوان مثال از بیکاری در جماعه به عنوان مشکل و‌معضلی برای جوان یاد میشود درحالی که اینطور نیست زیرا هنوز منابع دستنخورده در این سرزمیم پهناور بسیار است باید کمی دید خود را تغییر داد و طبق بیان روایات رسیده به ما، وابستگی خود را از بیگانه قطع کرد گاهی این وابستگی در مقوله گسترده و اجتماعی، نیاز به کشور خارجی است و گاهی در مقوله کوچک و فردی نیاز به دولت و همسایه برای‌ فراهم نمودن بستر کار است که در دو صورت مذموم است و شخص باید در مسئله با توکل بر خدا، کارآفرینی خود را شروع کند که این امر علاوه بر اشتغال برای شخص اول، اشخاص دیگری را هم تحت پوشش خود قرار دهد.
پس این نگاه جوان است که یک واقعه را معضل قلمداد کند یا فرصت!

سج حسی:
تبیین سرمایه های انسانی به عنوان نعمت های الهی برای جامعه

خلق انسان به عنوان نقطه عطف خلقت عالم و اشرف المخلوقات بودن او باعث شده که شناخت زوایای این مخلوق الهی مورد توجه قرار بگیرد.
اگر بخواهیم برای انسان به عنوان یکی از مخلوقات الهی هویت قائل شویم دو نوع هویت و جایگاه برای او قابل درک است.
یکی هویت و جایگاهی است که مربوط به شخص خودش است و درمورد خود اوست که به معنای آن زوایایی از اوست که در تنهایی و فردیت او معنا پیدا میکند همانند زمانی که انسان به عنوان عبد الهی خالق را در خلوت تنهایی خود میجوید و تقدیس و تنزیه میکند
اما هویت و جایگاهی هم هست که نشأت گرفته از زوایای شخصی و فردی انسان نیست و فقط با شخص خودش معنا پیدا نمیکند بلکه نیازمند چیزی خارج از وجود خودش است همانند انسان زمانی که در مقیاسی بزرگ نام شهروند بر روی او میگذارند یا در مقیاسی کوچک شوهر خطابش میکنند خود به خود رشته وجودش را به مجموعه ای دیگر پیوند میدهند گویی اصلا فردی وجود ندارد و آن مجموعه و انسان به یکدیگر نیاز دارند و بدون هم قادر به ادامه حیات نیستند در مقیاس کوچک این مجموعه را خانواده و در مقیاس بزرگ جامعه میدانیم.
جامعه برای رشد خود چونان نهالی که به خاک نیاز دارد به انسان هم نیازمند است و در یک نظر انگار تمام درخت همان خاک است که تغییر کرده و سبز و بارور شده. تمام پیکر جامعه نیازمند نیروی انسانی خود است چراکه جامعه انسانی تحقق یافته و جان گرفته از انسان هاست پشتیبانی یک جامعه بر عهده نیروی انسانی اوست این انسانها هستند که با نیروی عملی و فکری یک جامعه را غنی تر و رشد یافته تر میکنند و شیره جان جامعه را تامین همانطور که هرچه خاک غنی تر باشد درخت پر شاخ و برگ و پر ثمرتر است. حال هر جامعه در طلیعه اهداف و مسیر خود به یک سری سرمایه و گنجینه های انسانی اعم از اخلاقی و عملی و فکری نیازمند است. هرچه هدف رفیع تر و عظیم تر باشد لاجرم احساس نیازش به این سرمایه ها بیشتر میشود. البته این خود عنایت خداوندگار است كه برای هدایت و رشد جامعه ای این ظرفیت های فراوان را در وجود انسان قرار داده که فقط در جامعه بودن و هدایت کردن جامعه خود را نشان میدهند و شکوفا میشود.

 

ابراهیمی:
نقش دوران طلایی نوجوان در شکل گیری شخصیت انهادر جوانی

امروزه یافته های علمی و روان شناختی دانشمندان بر متأثر بودن انسان نسبت به عوامل گوناگون دینی ، اجتماعی ، زیست محیطی و ... تأکید دارند و در این میان ، دوره ی نوجوانی بیشترین سهم را در این تأثر دارا می باشد.
نوجوان با توجه به ویژگی های خاص این دوران اعم از استقلال طلبی و اختیار و انتخاب ، نگاهی نو را به عالم و جهان پیرامون تجربه می کند ؛ آموزه ها و داده هایی که وارد حیطه های حیات او می شود ، توانایی نهادینه شدن در لایه های بنیادین روح او را دارا می باشند و آینده ی او چیزی جز رویش بذر های زرع شده در نوجوانی اش نیست.
دین اسلام به عنوان کامل ترین آیین و سعادت بخش ترین روش ، برنامه ای متقن و کامل را در جهت راهبری انسان به سوی حق وضع نموده است و در این سیر ، تربیت صحیح فرزندان را ، راهی مطمئن و امن در تحقق این مطلوب می داند. در این مسلک انسان ساز دوره نوجوانی با اهمیتی والا ذکر می شود و این طریقت رحمانی از آن باعنوان دوران وزارت فرزند یاد می کند.
حال در این مقابله ی آخرالزمانی جبهه ی حق و باطل در برابر دشمنی ایستاده ایم که به اهمیت و اثرگذاری این موقف در شخصیت فرد واقف است و از کوچکترین تلاشی برای قرار دادن ناهنجاری های رفتاری و ضد ارزش های اخلاقی در نهاد نوجوان دریغ نمی کند. در این مبارزه ی عظیم ، پرورش نوجوانانی مجاهد برای فردای این امت واحده ، بهترین خدمتی است که از داعیه داران تمدن اسلامی انتظار می رود.


http://www.mostafapursina.com/uploads/1351779109_hand.gif

1

ادامه نوشته

1

ادامه نوشته

1

ادامه نوشته

1

ادامه نوشته

1

ادامه نوشته

محرم...

اي اشک کجايي که غم از راه رسيد
اندوه   عظيم  و ماتم   از راه   رسيد
يک سال  گذشت و  باز  يک بار  دگر
پلکي  زدي و  محرم   از راه    رسيد 
**********
با نم نم   اشک  شستشويم دادند
در مجلس  روضه   عطر وبويم  دادند
با  پيرهن  مشکي و اين  شال  عزا
صد  شکر   دوباره      آبرويم    دادند
محمدعلي رحيمي

رضایت امام زمان را چگونه...


اگر می‌خواهید رضایت آقا امام زمان (عج) و به دنبال آن رضایت خداوند را به دست بیاورید ، در یك جمله بهترین عمل این است كه: آن‌چه را خداوند واجب كرده است ، انجام دهید و آن‌چه را حرام كرده است، ترك نمایید...


*بسم الله الرحمن الرحیم*



 
اما شیعیان در عصر غیبت وظایف دیگری دارند كه به طور مختصر به برخی از آن‌ها با استفاده از روایات اشاره می‌كنیم.

1. معرفت وشناخت مقام امام وامامت ولایت

الف : لزوم شناخت إمام :

فضیل گفت از حضرت ابو جعفر علیه السّلام شنیدم می‌فرمود : هر كس بدون معرفت امام بمیرد مرگ او چون مردن مردم جاهلیت است هرگز عذر مردم را در شناختن امام نمى‏پذیرند ، كسى كه با شناختن امام بمیرد ، او را زیانى نخواهد رسید چه جلوتر از ظهور امام بمیرد یا بعد از آن و كسى كه بمیرد ؛ در حالی كه امامش را شناخته ، از دنیا برود ، مانند كسى است كه با قائم عجل اللَّه فرجه در خیمه او بوده‏ است .

سلمة بن عطا از حضرت صادق علیه السّلام نقل كرد كه فرمود:

حضرت امام حسین علیه السّلام در میان اصحاب خود فرمود : اصحاب من ! خداوند مردم را آفرید تا او را بشناسند وقتى شناختند او را مى‏پرستند وقتى او را پرستیدند از پرستش دیگران دست میكشند...



ادامه نوشته

تلفظ به نام مبارك حضرت مهدي (ع)

تلفظ به نام مبارك حضرت مهدي (ع)



مطابق روايات متعدد ، از بردن نام حضرت مهدي (ع) كه همنام پيامبر اسلام (ع) است نهي شده ، از اين رو نام او را در نوشتن اين گونه ‹‹م ح م د›› مي نويسند؟ آيا نام بردن او حرام است ؟
اين مسأله يك مسأله فقهي است ، بعضي از علما و فقها از بررسي روايات چنين استفاده كرده اند كه در عصري (مانند غيبت صغري) كه خطر و فشار بسيار بود و براي حفظ جان حضرت مهدي (ع) و ديگران نياز به تقيه و رازپوشي بود ، امامان (ع) از بردن نام آن حضرت نهي نموده اند ، ولي در اين عصر كه تقيه اي در كار نيست ، بردن نام او اشكال ندارد .
بر همين اساس يكي از واسطه ها ، همين سوال را از ناحيه مقدسه نمود ، از طرف حضرت مهدي (ع) چنين پاسخ آمد :
ان دللتم علي الاسم اذا عوه، و ان عرضواالمكان دلوا عليه:
‹‹اگر آنها را به نام حضرت مهدي (ع) آگاه سازيد ، آن را ظاهر مي سازند ، و اگر مكانش را بشناسند بر ضد او اقدام مي كنند.›› (وسائل الشيعه، ج11، ص488)
بر همين اساس ، در مواردي كه تقيه و خطر جاني نبوده ، حتي خود امام حسن عسكري نام مبارك حضرت مهدي (ع) را به زبان آورده است ، از جمله روايت شده امام حسن (ع) گوسفندي را به عنوان عقيقه ، براي بعضي از اصحابش فرستاده و فرمود :
هذه من عقيقه ابني محمد :
‹‹اين گوسفند ، عقيقه فرزندم محمد (حضرت مهدي) است.›› (وسائل الشيعه، ج11، ص489)جماعتي از علماي بزرگ ، مانند : شيخ مفيد ، علامه حلي، فاضل مقداد ، سير مرتضي و محقق در كتب خود به ذكر نام مبارك حضرت مهدي تصريح كرده اند ، نظريه شيخ حر عاملي نيز همين است . علامه اربلي نيز تلفظ به نام حضرت مهدي (ع) را در آنجا كه تقيه نباشد جايز مي داند .

17.jpg


 

قصه های یک دیدار

قصه های یک دیدار

 

 شیخ عباس قمی به نقل از استادش حکایت زیر را نقل کرده و از قول استاد خود بر صحت آن تأکید فراوان می کند و اهمیت زیادی برای آن قائل شده است. البته استاد شیخ عباس قمی نیز آن را از زبان شخصی به نام حاج علی بغدادی که این حکایت برایش واقع شده است، تعریف می کند.

به هر حال، قصه از زبان حاج علی بغدادی چنین تعریف می شود:....


 

 6.jpg

 

ادامه نوشته

توقعات امام زمان از شیعیان

توقعات امام زمان از شیعیان

  پرهيز از افراط و تفريط:

امام زمام (عج) در توقيعي مي فرمايند:

«تقوا پيشه کنيد، تسليم ما باشيد و کار را به ما واگذاريد که بر ماست شما را از سرچشمه سيراب بيرون آوريم چنانکه بردن شما به سرچشمه از سوي ما بود ... به سمت راست ميل نکنيد و به سوي چپ نيز منحرف نشويد.» (1)

 24.jpg


 

ادامه نوشته

مهدی(عج)در آيات و مسئله طول عمر

مهدی(عج)در آيات و مسئله طول عمر

ظهور عزير (ع) و بازگشت عيسي (ع) و رجعت بهرام در اديان يهودي و مسيحي و زردشتي با ظهور خاتم اوصيا ، حضرت حجت (ع) تحقق خواهد پذيرفت . 
تفسير پنجاه آيه قرآن و دهها حديث از پيامبر اکرم و صدها روايت نقل شده از اهل بيت همه با ظهور آن حضرت ، صورت تمام به خود مي گيرد .
بيش از 657 حديث درباره مهدي موعود به تواتر نقل شده است که تفصيل اين احاديث را در بحار الانوار، جلد 51 تا 53 و نيز در منتخب الاثر ، ص 31 تا 60 مي توان يافت .
اين روايتها را بزرگان اصحاب پيامبر (ص) نقل کرده اند . درباره ظهور آن حضرت ، دانشمندان اهل سنت بيش از 144 کتاب نوشته اند که نام اين مولفان در کتاب «الامام المهدي» ص 299 تا 318 آمده است .
بسياري از دانشمندان مسلمان ، از مذاهب مختلف ، مدعي تواتر حديث در اين باره هستند و ما نيازي به بحث با اديان آسماني درباره شخص امام مهدي نداريم چون داراي زمينه مشترک حديث با آنها نيستيم بلکه به جاي پرداختن به اين کار بايد به بحث پيرامون نظريه اي بپردازيم که مي گويد : حضرت مهدي در آخرالزمان متولد مي شود و سپس ظهور مي کند . ما گمان مي کنيم زندگي طولاني امام ، به عنوان يک مشکل رواني است که در برابر ايمان به زنده بودن امام نمود پيدا مي کند . بنابراين اجازه دهيد نخست به بحث پيرامون قضيه طول عمر بپردازيم و آنگاه درباره آن نظريه به بحث بنشينيم .
مساله طول عمر
پروردگار سبحان با نعمت ديرپا و رحمت گسترده خويش خواست حجت را بر بندگانش تمام فرمايد . بدين ترتيب که رسولان خويش را به سوي مردم فرستاد تا مبادا زمين از وجود حجت خالي بماند .
خداوند عمر خاتم اوصيا را طولاني فرمود . چون پس از درگذشت محمد (ص) پيامبري نبود تا رشته پيوند ميان زمين و آسمان باشد . بنابراين با انقطاع وحي ، ارتباطي غيبي از طريق يکي از اولياي خدا همچنان استوار ماند .
قدرت خدا که در هر چيز نفوذ دارد و بدان آسمان و زمين را بيافريد ، خداي سبحان را از دراز گردانيدن عمر انسان عاجز نمي سازد .
ما به عنوان يک مسلمان بر اين باوريم که خداوند ، نوح را 950 سال و حتي بيشتر عمر داد و عيسي و ادريس و عبد صالح (خضر) را تا همين حالا نيز زنده نگاه داشته است ، پس چگونه ايمان نياوريم به اينکه امام زمان (ع) نيز از عمر دراز بر خوردار است ؟

6.jpg

ادامه نوشته

آیا ما منتظریم؟

آیا ما منتظریم؟

انتظار، سرفصل امید به آینده‌ای روشن و مایه عشق و شور و امید و تلاش برای آماده‌سازی خود و جامعه برای آمدن و ظهور امام منتظر است. انتظار، هرگز یك روحیه بازدارنده، فلج‌كننده و یأس‌آور نیست، بلكه موجب دوركردن عنصر بدبینی به آینده، از نهاد انسان در جامعه بشری است. انتظار، معیار ارزش انسان‌ها است. آرزوها و آمال انسان‌ها معیار خوبی برای سنجش میزان رشد و تعالی آن‌ها است. آرزوهای متعالی، حكایت از كمال روح و رشد شخصیت انسان‌ها می‌كند؛ برعكس آرزوهای حقیر و بی‌ارزش، نشان از بی‌اهمیتی و رشدنیافتگی افراد دارد. آرزوها، انسان را به حركت وا می‌دارد.

انتظار، اعتراض دائمی برضد بی‌عدالتی‌ها است؛ نجات از سكون و ركود است، ‌در صحنه‌بودن است. انتظار، نقش مهمی در سازندگی، پویایی و اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت دارد. اگر انسان منتظر، به وظایفی كه برای او شمرده شده است عمل كند، به الگوی مطلوب انسان دیندار دست می‌یابد.

انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اقتدای به او، ‌بیعت با او و سرسپاری به فرمان او است؛ سنگربانی عقیده، مرزبانی اندیشه و مبارزه در راه پاسداری از حریم دین و ولایت است. انتظار فرج، كار است، حركت است، تلاشی هدفمند است و با بی‌هدفی، سكون و تن‌آسایی سازگاری ندارد. مگر می‌شود در انتظار سرسبزی روزگاران بود و در فصل برگ‌ریزان، از پا نشست؟

منتظر، تلاشگری نستوه است كه برابر هر انحرافی می‌ایستد و با الهام از شیوه و آیین امام و مقتدای مورد انتظار خویش، در راه اصلاح خود و جامعه‌اش به جهاد و مقاومت می‌پردازد. از آن زمان كه فرشتگان الهی به امر خدا، برابر حضرت آدم علیه السلام سر به سجده فرود آوردند، بحث از انتظار موعودی از سلاله آخرین پیامبر الهی به میان آمد. دیگر این، وظیفه تمام فرستادگان آسمانی شد كه منتظر باشند و دیگران را هم به انتظار دعوت كنند. آن زمان كه لوط، برابر فاسدان قوم خود قرار گرفت و گفت: «كاش برای مقابله با شما قدرتی داشتم یا به تكیه‌گاهی استوار پناه می‌جستم»(1) اندیشه انتظار قائم، در روح و جانش جاری بود. امام صادق علیه السلام فرمود: 

حضرت لوط  علیه السلام این سخن را نگفت، مگر برای تمنای دسترسی به قدرت قائم ما. و آن تكیه‌گاه استوار، چیزی نبود، جز استواری و توانایی یاران او ... (2).

انتظار، در زمان غیبت و عدم حضور ظاهری امام در جامعه، به نوعی، اعلام پذیرش ولایت و امامت آخرین وصی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است و همین انتظار موجب می‌شود ارتباط شیعیان با امامشان ـ اگرچه به صورت ارتباط قلبی و معنوی ـ حفظ شود.

 

1.jpg 

 


ادامه نوشته

مهدي (ع) و نداي مظلوميت حسين (ع)

مهدي (ع) و نداي مظلوميت حسين (ع)

راجع به اينکه امام زمان (ارواحنا له الفداء) به هنگام ظهور چه مطالبي را مي گويند و با چه سخناني آغاز خواهند نمود، رواياتي است، از جمله ي آنها روايتي است که محدّث بزرگوار مرحوم شيخ علي يزدي حائري متوفاي سال 1333 هـ.ق نقل کرده است. او مي گويد: زماني که قائم آل محمد عليهم السلام ظهور کند، ما بين رکن و مقام مي ايستد و پنج ندا مي دهد:

1. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الاِمام القائِم.

2. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم.

3. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين قَتَلُوهُ عَطشاناً.

4. الا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين طَرَحُوهُ عُرياناً.

5. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين سَحَقُوهُ عُدواناً. (الزام الناصب ، ج 2 ، ص 282)

آگاه باشيد اي جهانيان که منم امام قائم، آگاه باشيد اي اهل عالم که منم شمشير انتقام گيرنده، بيدار باشيد اي اهل جهان که جدّ من حسين را تشنه کام کشتند، بيدار باشيد اي اهل عالم که جد من حسين را روي خاک افکندند، آگاه باشيد اي جهانيان که حق جد من حسين را از روي کينه توزي پايمال کردند.

طبق اين نقل، سه نداي اخير، مخصوص و ويژه ي جد بزرگوارش امام حسين (ع) است و مصائب جگرخراش آن سيد ابرار را بازگو مي کند و اذيت و آزارهاي جانکاهي که بر آن حضرت در صحنه ي خونين کربلا رفت، را يادآوري مي فرمايد.

 

 36.jpg

 


ادامه نوشته

آداب غلامي امام زمان(عج)

آداب غلامي امام زمان(عج)

بخش چهارم از سلسله مقالات پیوند غدیر و مهدویت:

 غلامي آداب دارد ، راه و رسم مي‌طلبد ، براي خود مرام و مسلكي دارد. وظيفه‌ي يك غلام اين است كه بدنش در مقابل مولا خاضع و خاشع باشد خضوع بدني يعني اينكه همه‌ي اعضاي تن بنده ، برابر مولا در حال خواري و سر به زيري به سر برد و براي پذيرش امر و دنبال كردن امر و نهي او آمادگي كسب كند خواب و بيداري ، نشست و برخاست ،حركت و سكون و حتي شادماني و ناشادي بنده مطابق خواست مولاست .

بايد همه‌ي توانايي‌هاي ما در جهت رضاي مولايمان به كار رود و سمت و سوي زندگيمان را جهت نگاه عزيزمان تعيين كند . خدمت او وظيفه‌ي ماست ، و براي اين انجام وظيفه هيچ منتي بر او نداريم .

 

35.jpg 

 

 خ

ادامه نوشته

امام باقر علیه السلام و مهدویت

امام باقر علیه السلام و مهدویت

امام باقر علیه السلام در سوم صفر سال (57 ه‍.ق) در مدینه متولد شد و نسبش از هر دو سو، علوی و فاطمی است؛ زیرا پدرش، امام سجاد علیه السلام، پسر امام حسین علیه السلام و مادرش، ام‌عبدالله، دختر امام حسن مجتبی علیه السلام بود.(1)

امام باقر علیه السلام، حدود چهار سال از دوران امامت جدش، امام حسین علیه السلام و حدود 37 سال از دوران امامت پدر بزرگوارش را درك كرد، آن حضرت در حادثه عاشورا حضور داشته، در این‌باره می‌فرماید: «من چهار ساله بودم كه جدم، امام حسین علیه السلام را كشتند و شهادت وی و آنچه در آن وقت به ما رسید به یاد دارم.»(2)

امام محمد بن علی بن الحسین علیه السلام با كنیه ابوجعفر و لقب‌های هادی، شاكر، امین، صابر و شبیه، به دلیل شباهت به پیامبر صلی الله علیه و آله(3) معروف بود و مشهورترین لقب وی، باقر بود؛ چرا كه رسول خدا صلی الله علیه و آله به روایت جابر، او را باقرالعلوم نام نهاد و در این‌باره فرمود: «او علم را به تمام و كمال می‌شكافد.»(4) در ادعیه و زیارات نیز، لقب آن حضرت را به صورت «باقر‌العلم بعد النبی و باقر علم النبیین» می‌خوانیم، امام باقر علیه السلام، سرانجام در (سال 114ه‍.ق)‍ در شهر مدینه به شهادت رسید و در قبرستان بقیع، كنار پدر و جدش امام حسن علیه السلام به خاك سپرده شد.

 

امام باقر علیه السلام و خلفای غاصب دوران

دوران بیست ساله امامت امام باقر علیه السلام با خلافت پنج خلیفه اموی هم‌زمان بود، بخش نخست امامت آن حضرت در دوره چهار خلیفه: ولید بن عبدالملك (86 ـ 96)، سلیمان بن عبدالملك (96 ـ 99)، عمر بن عبدالعزیز (99 ـ 101) و یزید بن عبدالملك (101 ـ 105) بود، آن‌گاه خلافت بیست‌ساله هشام آغاز شد ـ كه توانمند‌ترین خلیفه اموی بود ـ امام علیه السلام در این دوران، سیاست تقیه را پیش گرفت و از درگیری مستقیم با خلیفه دوری نمود؛ ولی زمینه شكل‌گیری حركت فكری و اعتقادی را میان متفكران جامعه و بزرگان علم، ادب و دانشمندان پی‌ریزی می‌كرد، امام باقر علیه السلام به وسیله تقیه، تشیع را از حوادث هولناك به ساحل نجات رهنمون شد، آن‌گونه كه می‌فرماید: «تقیه از دین من و پدران من است هر كه تقیه نكند، دین ندارد.»(5)

آن حضرت در سایه تقیه به بازسازی و گسترش تشیع پرداخت.

 

59.jpg 


ادامه نوشته

مدت حكومت حضرت مهدي (ع)

مدت حكومت حضرت مهدي (ع)

در روايات اسلامي در مورد مدت حكومت حضرت مهدي (ع) به اختلاف نقل شده ، پنج سال ، هفت سال ، بيست سال ، نوزده سال ، هفتاد سال . (اثباه الهداه، ج7، ص179- المجالس السنيه، ج5، ص699 و 702)
و در بعضي از روايات چهل سال و 309 سال به اندازه مدت خواب اصحاب كهف نيز گفته شده است. (بحارالانوار، ج52، ص390)

 
3.jpg


بعيد نيست كه مدت حكومت آن حضرت 309 سال باشد ، ولي مراحل حكومت او پنج سال و هفت سال و نوزده سال باشد و پس از چهل سال ، تكميل گردد و سپس ادامه يابد ، امام باقر (ع) فرمود :
يملك القائم ثلاثماه سنه و يزداد تشعاً كما لبث اهل الكهف في كهفهم، يملا االارض عدلا و قسطاً كماملئت ظلماً و جوراً، فيفتح الله له شرق الارض و غربها، و يقتل الناس حتي لا يبقي الا دين محمد (ع) :
‹‹امام قائم(ع) 309 سال به مقدار خواب اصحاب كهف در غار خود ، حكومت مي كند ، سراسر زمين را پس از آنكه پر از ظلم و جور شده ، پر از عدل و داد نمايد ، خداوند شرق و غرب زمين را براي او فتح نمايد ، او دشمنان را بكشد به گونه اي كه تنها دين اسلام در سراسر جهان باقي بماند.›› (بحارالانوار، ج52، ص390)



آيا امام مهدي زنده است؟

آيا امام مهدي زنده است؟

مذاهب اسلامي تقريبا بر قضيه وجود مصلحي که به امر خدا در آخر الزمان قيام مي کند و از نسل رسول خدا (ص) و فرزند فاطمه (ع) است ، اتفاق نظر دارند . کتابهاي آنان آکنده از احاديثي است که به تواتر براي اثبات اين نکته وارد شده است . بعلاوه بسياري از دانشمندان مسلمان کتابهايي درباره اين موضوع بطور مشروح و مفصل نگاشته اند . البته ما منکر وجود عده ديگري از دانشمندان که با اين عقيده مخالفند ، نيستيم . این عده درباره اين احاديث مي گويند : حديثهايي که داراي غرايب است پذيرفتني نيستند . ولي احاديث و رواياتي که در رابطه با امام مهدي (عج) عجيب و غيب تر از احاديثي که درباره امتهاي گذشته و آنچه در زمان آنان رخ داده نيست . 
در اينجا بايد نکته اي را متذکر شد و بدان پرداخت که مذاهب اسلام درباره آن به اختلاف پرداخته اند .
آيا امام مهدي فعلا زنده است يا اينکه در آينده به دنيا خواهد آمد؟
پيش از آنکه وارد اين بحث شويم بايد اين نکته را يادآوري کنيم که هيچ کدام از مذاهب اسلام وجود امام مهدي (عج) را انکار نکرده اند . اما تاويل رواياتي که در اين باره وارد شده تنها يک علت داشته است و آن بعيد شمردن زنده بودن آن حضرت از سال 255 هجري تاکنون است .
درباره زنده بودن امام مهدي (عج) دلايل و شواهد فراواني وجود دارد که ذيلا به پاره اي از آنها اشاره مي شود :
الف- احاديث پيامبر (ص) در مورد ائمه اثني عشر ، به تواتر نزديک است و دانشمندان مسلمان بر صحت آنها و نيز ثقه بودن راويان آنها اجماع کرده اند . در زير به برخي از اين احاديث اشاره مي کنيم :
1. از جابر بن سمره نقل است که گفت : شنيدم پيامبر اکرم مي فرمايد : «پس از من دوازده امير باشند ...».
آنگاه کلمه اي گفت که من نشنيدم . پدرم گفت : آن حضرت فرمود: « ... همه آنها از قريش هستند». (صحيح بخاري، جزء چهارم، کتاب الاحکام، ص 175، چاپ مصر سال 1355 هـ)
2. رسول خدا فرمود : «پس از من دوازده امير باشند ...».
سپس چيزي فرمود که من نفهميدم . از کسي که پشت سرم بود سوال کردم . گفت : آن حضرت فرمود : « ... همه آنها از قريش هستند».
ترمذي گويد : اين حديث حسن و صحيح است.(صحيح ترمذي، جزء دوم، باب ما جاء في الخلفاء، ص 45، چاپ دهلي نو سال 1342 هـ)

7.jpg
3. (جابر) گويد : با پدرم نزد پيامبر (ص) رفتيم . شنيدم آن حضرت مي فرمود : «اين امر پايان نيابد مگر اينکه دوازده خليفه در بين آنها (مردم) بيايند ...» جابر بن سمرد گويد : سپس سخني فرمود که بر من معلوم نشد . از پدرم پرسيدم : چه فرمود ؟ گفت : او فرمود : « ... همه از قريش هستند».( صحيح مسلم ، کتاب الماره ، باب الناس تبع لقريش و الخلافه من قريش ، ج 2 ، ص 191)
4. جابر بن سمرد گويد : شنيدم از رسول خدا که مي فرمود :
«اين دين تا (روي کار آمدن) دوازده خليفه همچنان ارجمند باقي مي ماند . مردم تکبير گفتند و فرياد کشيدند ...».
آنگاه سخني آهسته بر زبان آورد . از پدرم پرسيدم : پدر ايشان چه فرمود ؟ گفت او فرمود: « ... همه آنها از قريش هستند». (صحيح ابي داوود ، ج 2 ، کتاب المهدي ، ص 207)
5. جابر گويد : از پيامبر (ص) شنيدم که فرمود : «اين امت را دوازده خليفه باشد». (مسند احمد ، وي با اين حديث روايت ديگري را از جابر از 34 طريق نقل کرده است.)
اگر احاديثي را که در نزد فريقين صحيح است و بر اين نکته تصريح کرده اند که خلفا از قريش هستند ، به آن رواياتي که مکارم و فضايل اهل بيت را بيان مي کنند و خاطر نشان مي سازند که آنها مثل ستارگان ، زمينيان را حفظ و هدايت مي کنند بيفزاييم و تمام آنها را به احاديثي اضافه کنيم که بيان مي کنند کار دين و خلافت به آنان منتهي خواهد شد و اگر حتي دو نفر در زمين باقي باشند آنها خواهند بود ، و نيز يافته ای که امام مهدي مي بايست از آنها باشد و مهدي آنها ، آخرين ايشان است و اگر بدين احاديث روايتهايي را که از پيامبر اکرم نقل شده که فرمود است : «آخرين اين دوازده نفر قائم امت و مهدي آن است» اضافه کنيم ، مي توان گفت : امام فعلا وجود دارد چون دوازدهمین امام از ائمه (ع) است . يازدهمين امام حضرت حسن عسکري بوده به اجماع مورخان جز يک پسر از خود بر جاي نگذاشته ، چنانکه اخبار آمده است ، و اين پسر همان مهدي است . بنابر اين او بايد زنده باشد .
پيش از اين گفتيم بايد حجتي دائم براي مردم باشد تا به مثابه يک حلقه مردم را با پروردگار مرتبط سازد . اگر اين سخن ثابت شود ، حيات امام و وجود فعلي او به عنوان رهبري براي خلق نيز ثابت شود . غيبت آن حضرت مستلزم آن نيست که از او داناتر نباشد . چون او به طبيعت ارتباط غيبي خويش با خداوند توانا و دانا مي تواند ، غيرمستقيم آنچه را که مصلحت مي بيند محقق سازد . چنانچه خداوند قادر باشد تواناييهاي شگرفي فرشتگان مقرب خود عطا کند و آنها را از شايستگيهاي بزرگ بهره مند سازد ، بر اين نيز توانا خواهد بود که به پيامبر جانشين او همچون امام مهدي (عج) همين تواناييها و شايستگيها را عنايت فرمايد .
اگر سنت جاري خداوند در ميان بندگان اين گونه باشد که براي هر کار سببي قرار دهد و کارها را با اسباب آنها به جريان اندازد چه مانعي است از پذيرش تئوري سبب قرار دادن يک از بندگان صالح و مطيع خدا ولو به صورت غيبتي براي برخي از امور ؟ چنان که ما درباره امام حجت (ع) همين عقيده را داريم .
از اينجا مي توان دريافت که ايمان به امام غايب ، بخشي اساسي از ايمان به غيبت به عنوان يک کل است و کسي نمي تواند ايمان خود را بخش بخش کند . يعني تسليم غيبت شود . اما تاييد امام حجت به غيبت را انکار کند ، يا به پشتيباني و تاييد فرشتگان از رسول خدا ايمان بياورد امام به ممکن بودن تاييد و پشتيباني امام غايب از ميان صالحان کفر بورزد .

مهدي (عج)، حجت شاهد

امام زمان (ع) با اجازه خداوند شاهد بر مردم است . شناخت مومنان از اين حقيقت موجب مي شود که آنها در نيکي ها از يکديگر سقبت گيرند و به سرور خويش اقتدا کنند و حيات خويش را نسخه اي از حيات سرور و ولي امر خود قرار دهند .
از آنجا که امام حجت (ع) پيشواي زنده است و رهبري حقيقي از آن اوست ، بنابراين کسي جانشين اوست که بدو نزديکتر باشد و بهتر به هدايت او اقتدا کند . از اين رو آن حضرت به منزله ميزان در انتخاب رهبري است و حتي مي تواند خط الهي را که صالحان بدان گرايش دارند از خطوط پراکنده اي که راست و استوار نيستند ، جدا سازد .

مراجع تقلید از دیدگاه امام زمان (عج)

مراجع تقلید از دیدگاه امام زمان (عج)

مراجع تقليد، امانت الهي:

آقاي حاج محمد علي نمازي خواه در شب فوت مرحوم آيت الله حجّت (ره) در عالم رؤيا به محضر امام زمان (ع) مشرّف مي شود. حضرت به او مي فرمايند: «ما ده هزار طلبه داريم، يک امانت نزد يکي از آنها داريم که امشب به يک نفر ديگر منتقل مي شود. آقاي نمازي خواه صبح که از خواب بر مي خيزد مي شنود که از بلندگوي صحن مطهر قرآن پخش مي شود و اعلام مي کنند آيت الله حجت (ره) به رحمت الهي رفته اند و پس از آن دوران مرجعيت آيت الله بروجردي (ره) آغاز گرديد.»(1)

 

تأکيد امام زمان (ع) بر فتوا دادن شيخ مفيد (ره)

در زمان شيخ مفيد (ره) مردي روستايي به نزد ايشان مي رود و مي پرسد بانويي باردار از دنيا رفته و فرزند او در شکمش زنده است. آيا او را به همان حال دفن کنيم؟ شيخ مي گويد: «آري او را دفن کنيد.» چون باز مي گردد سواري با شتاب پيش مي آيد و مي گويد: «شيخ مي گويد شکم زن را بشکافيد و فرزند را بيرون بياوريد بعد او را دفن کنيد.»

پس از مدتي مطلب براي مرحوم شيخ مفيد (ره) روشن مي شود و مي فهمد اين تصحيح از ناحيه مقدس امام زمان (ع) بوده است. به همين جهت در خانه خود مي نشيند و مي گويد: «حال که ما در بيان احکام شرعي خطا مي کنيم همان بهتر که ديگر فتوا ندهيم.» آنگاه از ناحيه مقدسه حضرت صاحب الامر (عج) توقيعي براي او صادر شد: «بر شما است فتوا دادن و بر ماست که نگذاريم شما در خطا واقع شويد.» با صدور توقيع بار ديگر شيخ مفيد (ره) به مسند فتوا مي نشيند.(2)

 

22.jpg

تشرّف آيت الله مرعشي نجفي

مرحوم آيت الله آقاي نجفي مرعشي (ره) با خود عهد مي کند که چهل شب چهارشنبه به نيت ديدار حضرت صاحب الامر (ع) پياده به مسجد سهله برود. ايشان مي گويد: «شايد شب چهارشنبه سي و پنجم بود که در بين راه سيد عربي را ديدم در حدود دو ساعت در محضر ايشان بودم. در مورد مطالبي صحبت شد. از جمله در مورد استخاره سخن به ميان آمد فرمودند: «اي سيد! با تسبيح چگونه استخاره مي کني؟» گفتم: «سه مرتبه صلوات مي فرستم و سه مرتبه مي گويم أستَخيرُالله بِرَحمَتِهِ فِي عافِيه پس تعدادي از دانه هاي تسبيح را مي گيرم و مي شمارم اگر دو تا ماند بد است و اگر يکي ماند خوب است.» فرمودند: «اين استخاره باقي مانده اي دارد که به شما نرسيده است. هر گاه يکي باقي ماند فوراً حکم به خوبي استخاره نکنيد بلکه براي ترک عمل هم استخاره کنيد. اگر دو تا ماند معلوم مي شود استخاره اول خوب است، اما اگر يکي ماند استخاره اول ميانه است.»

سپس فرمودند: «بعد از نماز صبح سوره يس، پس از نماز ظهر سوره ي نباء، بعد از نماز عصر سوره ي نوح، پس از نماز مغرب سوره واقعه و بعد از نماز عشا سوره ملک را بخوان.» آنگاه در تعريف و تمجيد از کتاب شرايع الاسلام مرحوم محقق حلّي فرمودند: «تمام آن مطابق با واقع است مگر کمي از مسايل آن.» همچنين ايشان به خواندن قرآن و هديه کردن ثواب آن براي شيعياني که وارث ندارند يا وارثشان يادي از آنها نمي کنند، احترام پدر و مادر، زنده باشند يا مرده و احترام به ذريه سادات تأکيد فرمودند و به من گفتند: «قدر خود را به خاطر انتساب به اهل بيت (ع) بدان و شکر اين نعمت را که موجب سعادت و افتخار فراوان است به جاي آور.»

همچنين بر حفظ و يادگيري خطبه حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا (ع) در مسجد پيامبر (ص) و خطبه شقشقيه اميرالمؤمنين (ع) و خطبه عليا مخدرّه زينب کبري (ع) در مجلس يزيد (عليه العنه) تأکيد کردند و در خصوص تسبيح حضرت زهراء (س) و زيارت سيد الشهداء (ع) از دور و نزديک و زيارت اولاد ائمه (ع) و صالحين و علماء سفارش کردند و فرمودند بعد از نمازهاي پنجگانه اين دعا را بخوانيد:

«اَللّهُمَّ سَرِّحني عَنِ الهُموم وَ الغُمُوم وَ وَحشَهِ الصِّدر وَ وَسوَسَهِ الشيطان بِرَحمتکِ يا أرحَمَ الراحمين»

در پايان به خواندن قرآن و نماز شب تأکيد کردند و فرمودند: «اي سيد! تأسف بر اهل علمي که عقيده شان انتساب به ما است وليکن اين اعمال را انجام نمي دهند.» 

پی نوشتها :

(1)    شیفتگان حضرت ولی عصر (عج) ، ج1 ، ص198.

(2)    برکات حضرت ولی عصر (عج) ، 216.

شمايل و صفات امام زمان (عج)


شمايل و صفات امام زمان (عج)

شمايل و صفات امام زمان (عج) از نگاه معصومین:

اوصاف آن حضرت با دقت تمام از زبان پيامبر (ص) و ائمه (ع) بيان شده است . شايد فلسفه اين امر بدان جهت بوده که با ذکر اين اوصاف جلوي هر کسي را که قصد داشته ادعاي مهدويت بکند ، بگيرند . چرا که مساله ظهور امام مهدي در آخرالزمان يکي از ضرورتهاي ديني هم شده بود . و از آنجا که فراهم آمدن تمام اين صفات و ويژگيها ، که در روايات اسلامي ذکر آنها رفته ، در شخص مدعي مهدويت امکان ناپذير است بنابراين باعث مي شود تا دروغ او پيش مردم فاش شود .
درباره اوصاف آن حضرت چنين آمده است :
1- رسول خدا (ص) اوصاف حضرت مهدي را چنين مي فرمايد : «مهدي از من است ، او بلند پيشاني است و داراي بيني باريکي است که ميانش اندک برآمدگي دارد . مهدي از فرزندان من است . چهره اش چون ماه تابان است . چشمان گردي دارد . رنگش ، رنگ عربي و بدنش ، بدن اسرائيلي است . صورتش مثل دينار (گرد و سرخ) است . دندانهايش چون اره (تيز و بران) و شمشيرش چون سوزش آتش است».
2- امام علي (ع) نيز در توصيف حضرت قائم چنين مي فرمايد :
«مهدي ديدگاني مشکي دارد و موهايي پر پشت . او داراي چهره سرخ و پيشاني نوراني است . صاحب خال و علامت است . عالمي است غيور که اخبار گذشتگان را داراست . ساحت و درگاهش از همه شما گشاده تر و دانش او را تمام شما افزون تر و بيش تر از همه شما به جاي آرنده صله رحم است . به مرغ (که در آسمان پرواز مي کند) اشاره مي کند و در دستش فرو مي افتد ، و شاخي (خشک) در زمين مي کارد ، سبز مي شود و برگ مي آورد».

3- امام حسين (ع) درباره اوصاف آن حضرت نيز چنين مي فرمايد :
«مهدي را از روي سکينت و وقاري که دارد و همچنين دانش او به حلال و حرام و نيازمندي مردم به او و بي نيازي او از مردم مي شناسيد».
4- امام باقر (ع) اوصاف امام مهدي را چنين بيان کرده است :
«سياهي چشمانش تابنده و پنجه هايش قوي و زورمند است و زانوانش بزرگ و شکمش فربه است . پشت او دو خال است ، خالي به رنگ پوستش و خالي همانند خال پيامبر ، ابروانش به هم پيوسته است ، ديدگانش از کثرت شب بيداري و عبادت آشکار است ، سياهي چشمانش تابنده است . در صورتش اثري (خالي) است ، سينه اش فراخ است ، شانه هايش را (به دو طرف بدنش) رها مي کند و سر استخوانهاي کتفش بزرگ و درشت است».
5- امام صادق (ع) نيز درباره اوصاف آن حضرت فرموده است :
«مهدي خوش سيما ، گندمگون است که به سرخي مي زند ، ابرو کمان و نوراني است و سياهي چشمانش بغايت سياه است ، چشمان فراخ دارد ، بالاي بيني اش برآمده است ، بيني عقابي دارد و پيشاني بلند ، او خاشع است و نازک مثل شيشه ، هيبتش مردم را مي ترساند ، به مردم و دلها نزديک است ، شيرين گفتار و خوش سيماست ، ساقهايش باريک است و بدني نيرومند دارد ، چون بر کوه بانگ زند صخره ها از هم بپاشند و فرو ريزند ، دست بر بنده اي نمي نهد جز آنکه دلش همچون پاره هاي آهن (سخت و نيرومند) مي گردد . نه بسيار بلند بالاست و نه بسيار کوتاه بلکه ميانه قامت است ، سر گرد دارد و سينه ای فراخ ، بلند پيشاني است و ابروهايش پيوسته است ، بر گونه راستش خالي است گويا دانه مشک است که بر قطعه عنبر ساييده باشند».
6- امام رضا (ع) نيز اوصاف امام را چنين بيان کرده است :
«او شبيه من و شبيه موسي بن عمران است . هاله هايي از نور او را احاطه کرده که به پرتو قدس درخشيدن گيرد . داراي اعتدال اخلاق است و رنگي شاداب دارد . در هيبت بدني به رسول خدا (ص) شبيه است . نشانه اش آن است که (از نظر سن) سالخورده است اما سيماي جوان دارد تا آنجا که بيننده او را چهل ساله يا کمتر مي انگارد . ديگر از علايم او آن است که تا گاه مرگ و با وجود گذشت روزها و شبها ، اصلا پير نمي شود»

منبع روایات : کتاب «يوم الخلاص» نوشته کامل سليمان صفحات 51 تا 55

 

نگراني هاي مهدي (عج) از شیعیان

نگراني هاي مهدي (عج) از شیعیان

حجاب و عفت:

مرحوم آيت الله سيد محمدباقر مجتهد سيستاني (ره) پدر آيت الله سيد علي سيستاني تصميم مي گيرد براي تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زيارت عاشورا بخواند. در يکي از جمعه هاي آخر، نوري را از خانه اي نزديک به مسجد مشاهده مي کند. به سوي خانه مي رود مي بيند حضرت ولي عصر امام زمان (ع) در يکي از اتاق هاي آن خانه تشريف دارند و در ميان اتاق جنازه اي قرار دارد که پارچه اي سفيد روي آن کشيده شده است. ايشان مي گويد هنگامي که وارد شدن اشک مي ريختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اينگونه به دنبال من مي گردي و اين رنج ها را متحمّل مي شوي؟! مثل اين باشيد- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بيايم!»

بعد فرمودند: «اين بانويي است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوي- هفت سال از خانه بيرون نيامد تا چشم نامحرم به او نيفتد.» (1)

 2.jpg


ادامه نوشته

تلفظ به نام مبارك حضرت مهدي (ع)

تلفظ به نام مبارك حضرت مهدي (ع)



مطابق روايات متعدد ، از بردن نام حضرت مهدي (ع) كه همنام پيامبر اسلام (ع) است نهي شده ، از اين رو نام او را در نوشتن اين گونه ‹‹م ح م د›› مي نويسند؟ آيا نام بردن او حرام است ؟
اين مسأله يك مسأله فقهي است ، بعضي از علما و فقها از بررسي روايات چنين استفاده كرده اند كه در عصري (مانند غيبت صغري) كه خطر و فشار بسيار بود و براي حفظ جان حضرت مهدي (ع) و ديگران نياز به تقيه و رازپوشي بود ، امامان (ع) از بردن نام آن حضرت نهي نموده اند ، ولي در اين عصر كه تقيه اي در كار نيست ، بردن نام او اشكال ندارد .
بر همين اساس يكي از واسطه ها ، همين سوال را از ناحيه مقدسه نمود ، از طرف حضرت مهدي (ع) چنين پاسخ آمد :
ان دللتم علي الاسم اذا عوه، و ان عرضواالمكان دلوا عليه:
‹‹اگر آنها را به نام حضرت مهدي (ع) آگاه سازيد ، آن را ظاهر مي سازند ، و اگر مكانش را بشناسند بر ضد او اقدام مي كنند.›› (وسائل الشيعه، ج11، ص488)
بر همين اساس ، در مواردي كه تقيه و خطر جاني نبوده ، حتي خود امام حسن عسكري نام مبارك حضرت مهدي (ع) را به زبان آورده است ، از جمله روايت شده امام حسن (ع) گوسفندي را به عنوان عقيقه ، براي بعضي از اصحابش فرستاده و فرمود :
هذه من عقيقه ابني محمد :
‹‹اين گوسفند ، عقيقه فرزندم محمد (حضرت مهدي) است.›› (وسائل الشيعه، ج11، ص489)جماعتي از علماي بزرگ ، مانند : شيخ مفيد ، علامه حلي، فاضل مقداد ، سير مرتضي و محقق در كتب خود به ذكر نام مبارك حضرت مهدي تصريح كرده اند ، نظريه شيخ حر عاملي نيز همين است . علامه اربلي نيز تلفظ به نام حضرت مهدي (ع) را در آنجا كه تقيه نباشد جايز مي داند .

17.jpg


 

قصه های یک دیدار

قصه های یک دیدار

 

 شیخ عباس قمی به نقل از استادش حکایت زیر را نقل کرده و از قول استاد خود بر صحت آن تأکید فراوان می کند و اهمیت زیادی برای آن قائل شده است. البته استاد شیخ عباس قمی نیز آن را از زبان شخصی به نام حاج علی بغدادی که این حکایت برایش واقع شده است، تعریف می کند.

به هر حال، قصه از زبان حاج علی بغدادی چنین تعریف می شود:

 ـ هشتاد تومان سهم امام بدهکار بودم. برای پرداختن بدهی خود از بغداد به نجف اشرف عزیمت کردم. ابتدا به خدمت شیخ مرتضی رسیدم و بیست تومان به ایشان دادم. بعد از دیدار شیخ مرتضی به منزل شیخ محمد حسین کاظمینی رفتم و بیست تومان هم به ایشان دادم. سپس به دیدار شیخ محمد حسن شروقی شتافتم و به ایشان هم بیست تومان دادم و بازگشتم. در این فکر بودم که بقیه ی بدهکاری ام را که بیست تومان بود به هنگام بازگشت به بغداد به شیخ محمد حسن کاظمینی آل یاسین بدهم.

وقتی به بغداد بازگشتم، فوراً به زیارت کاظمین شتافتم تا ضمن زیارت، بدهی خود را هم به جناب آل یاسین بدهم. بعد از آن که خدمت آل یاسین رسیدم ، اندکی از بیست تومان بدهکاری ام را خدمت ایشان سپردم و قول دادم بقیه ی آن را بعد از فروش بعضی کالایی که داشتم، خدمتشان بفرستم. پس از این قول و قرار، برخاستم تا زودتر به بغداد بازگردم؛ زیرا پنج شنبه بود و عصر آن روز می باید مزد کارگرانی را که برایم کار می کردند، بپردازم.

جناب آل یاسین از من خواست باز نگردم و شب را در کاظمین بمانم. اما وقتی موضوع پرداخت مزد کارگران را به ایشان عرض کردم، به من اجازه ی بازگشت دادند.

ناگفته نماند هنگامی که در محضر جناب آل یاسین بودم، در خاطر داشتم که از ایشان نامه ای به این مضمون که من (حاج علی بغدادی) از دوستان اهل بیت هستم، بگیرم و وصیت کنم آن را به هنگام فوت در کفنم بگذارند؛ اما این درخواست را که در ذهنم بودم، مطرح نکردم و بازگشتم.

هنوز بیش از یک سوم از راه کاظمین به بغداد را نپیموده بودم که دیدم سید بزرگواری که عمامه ی سبز رنگی بر سر دارد از مقابل من به سوی کاظمین می رود. وقتی سید مرا دید، با گرمی احوالپرسی کرد و مرا در بغل گرفت. من نیز متقابلاً چنین کردم و بعد از مصاحفه، چهره ی یکدیگر را بوسیدیم. در این هنگام ایشان به من فرمود:

ـ حاج علی! سفر به خیر؛ از کجا می آیی و به کجا می روی؟

این پرسش در حالی بود که من آن سید را نمی شناختم؛ ولی با خودم گفتم: شاید او مرا می شناسد و تقصیر من است که چیزی از او در خاطر ندارم.

 

 6.jpg

 


ادامه نوشته

توقعات امام زمان از شیعیان

توقعات امام زمان از شیعیان

  پرهيز از افراط و تفريط:

امام زمام (عج) در توقيعي مي فرمايند:

«تقوا پيشه کنيد، تسليم ما باشيد و کار را به ما واگذاريد که بر ماست شما را از سرچشمه سيراب بيرون آوريم چنانکه بردن شما به سرچشمه از سوي ما بود ... به سمت راست ميل نکنيد و به سوي چپ نيز منحرف نشويد.» (1)

 24.jpg


ادامه نوشته

مهدی(عج)در آيات و مسئله طول عمر

مهدی(عج)در آيات و مسئله طول عمر

ظهور عزير (ع) و بازگشت عيسي (ع) و رجعت بهرام در اديان يهودي و مسيحي و زردشتي با ظهور خاتم اوصيا ، حضرت حجت (ع) تحقق خواهد پذيرفت . 
تفسير پنجاه آيه قرآن و دهها حديث از پيامبر اکرم و صدها روايت نقل شده از اهل بيت همه با ظهور آن حضرت ، صورت تمام به خود مي گيرد .
بيش از 657 حديث درباره مهدي موعود به تواتر نقل شده است که تفصيل اين احاديث را در بحار الانوار، جلد 51 تا 53 و نيز در منتخب الاثر ، ص 31 تا 60 مي توان يافت .
اين روايتها را بزرگان اصحاب پيامبر (ص) نقل کرده اند . درباره ظهور آن حضرت ، دانشمندان اهل سنت بيش از 144 کتاب نوشته اند که نام اين مولفان در کتاب «الامام المهدي» ص 299 تا 318 آمده است .
بسياري از دانشمندان مسلمان ، از مذاهب مختلف ، مدعي تواتر حديث در اين باره هستند و ما نيازي به بحث با اديان آسماني درباره شخص امام مهدي نداريم چون داراي زمينه مشترک حديث با آنها نيستيم بلکه به جاي پرداختن به اين کار بايد به بحث پيرامون نظريه اي بپردازيم که مي گويد : حضرت مهدي در آخرالزمان متولد مي شود و سپس ظهور مي کند . ما گمان مي کنيم زندگي طولاني امام ، به عنوان يک مشکل رواني است که در برابر ايمان به زنده بودن امام نمود پيدا مي کند . بنابراين اجازه دهيد نخست به بحث پيرامون قضيه طول عمر بپردازيم و آنگاه درباره آن نظريه به بحث بنشينيم .
مساله طول عمر
پروردگار سبحان با نعمت ديرپا و رحمت گسترده خويش خواست حجت را بر بندگانش تمام فرمايد . بدين ترتيب که رسولان خويش را به سوي مردم فرستاد تا مبادا زمين از وجود حجت خالي بماند .
خداوند عمر خاتم اوصيا را طولاني فرمود . چون پس از درگذشت محمد (ص) پيامبري نبود تا رشته پيوند ميان زمين و آسمان باشد . بنابراين با انقطاع وحي ، ارتباطي غيبي از طريق يکي از اولياي خدا همچنان استوار ماند .
قدرت خدا که در هر چيز نفوذ دارد و بدان آسمان و زمين را بيافريد ، خداي سبحان را از دراز گردانيدن عمر انسان عاجز نمي سازد .
ما به عنوان يک مسلمان بر اين باوريم که خداوند ، نوح را 950 سال و حتي بيشتر عمر داد و عيسي و ادريس و عبد صالح (خضر) را تا همين حالا نيز زنده نگاه داشته است ، پس چگونه ايمان نياوريم به اينکه امام زمان (ع) نيز از عمر دراز بر خوردار است ؟

6.jpg

دين و پديده طول عمر

اينک از بعد ديني محض درباره اين موضوع گفتگو مي کنيم . هر يک از معتقدان به اديان يهودي ، مسيحي و اسلامي بر اين باورند که قدرت خداوند شامل تمام امور و از جمله دراز گردانيدن عمر يکي از افراد بشر مي شود . بنابراين کسي که بايد در هفتاد سالگي بميرد ، خداوند مي تواند او را بطور مثال تا هزار سالگي هم زنده بدارد .
آنها عملا چنين اعتقادي دارند . زيرا هنوز هم بطور اصولي ، حيات بسياري از کساني که جلوتر از امام مهدي (ع) به دنيا آمده اند ، مثل خضر ، ادريس و عيسي (ع) ، را پذيرفته اند و عقيده دارند که آنها در آينده نيز زنده خواهند ماند .
بعلاوه کتابهاي ديني آنان نشانگر آن است که برخي از افراد بشر در گذشته هاي دور مدت درازي در بين مردم زيسته اند . به عنوان مثال آدم بنابر اعتقاد يهود که در تورات هم بدان اشاره شده ، 930 سال عمر کرد . در اين باره در تورات آمده است :
«تمام مدت عمر آدم 940 سال بود و آنگاه مرد». (سفر تکوين ، اصحاح پنجم ، آيه 5)
شيت نيز بنا به تصريح تورات 912 سال زيست :
«تمام مدت عمر شيت 912 سال بود و آنگاه مرد». (سفر تکوين ، اصحاح پنجم ، آيه 8)
نوع نيز به اعتقاد آنها 950 سال عمر کرد :
«تمام مدت عمر نوح 950 سال بود و آنگاه مرد». (سفر تکوين ، اصحاح نهم ، آيه 29)
مسلمانان نيز بر اين باورند که عيسي و خضر و الياس زنده اند . ياد آوري اين حقايق ما را از ذکر اسامي معمرين بي نياز مي گرداند .

آیا ما منتظریم؟

آیا ما منتظریم؟

انتظار، سرفصل امید به آینده‌ای روشن و مایه عشق و شور و امید و تلاش برای آماده‌سازی خود و جامعه برای آمدن و ظهور امام منتظر است. انتظار، هرگز یك روحیه بازدارنده، فلج‌كننده و یأس‌آور نیست، بلكه موجب دوركردن عنصر بدبینی به آینده، از نهاد انسان در جامعه بشری است. انتظار، معیار ارزش انسان‌ها است. آرزوها و آمال انسان‌ها معیار خوبی برای سنجش میزان رشد و تعالی آن‌ها است. آرزوهای متعالی، حكایت از كمال روح و رشد شخصیت انسان‌ها می‌كند؛ برعكس آرزوهای حقیر و بی‌ارزش، نشان از بی‌اهمیتی و رشدنیافتگی افراد دارد. آرزوها، انسان را به حركت وا می‌دارد.

انتظار، اعتراض دائمی برضد بی‌عدالتی‌ها است؛ نجات از سكون و ركود است، ‌در صحنه‌بودن است. انتظار، نقش مهمی در سازندگی، پویایی و اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت دارد. اگر انسان منتظر، به وظایفی كه برای او شمرده شده است عمل كند، به الگوی مطلوب انسان دیندار دست می‌یابد.

انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اقتدای به او، ‌بیعت با او و سرسپاری به فرمان او است؛ سنگربانی عقیده، مرزبانی اندیشه و مبارزه در راه پاسداری از حریم دین و ولایت است. انتظار فرج، كار است، حركت است، تلاشی هدفمند است و با بی‌هدفی، سكون و تن‌آسایی سازگاری ندارد. مگر می‌شود در انتظار سرسبزی روزگاران بود و در فصل برگ‌ریزان، از پا نشست؟

منتظر، تلاشگری نستوه است كه برابر هر انحرافی می‌ایستد و با الهام از شیوه و آیین امام و مقتدای مورد انتظار خویش، در راه اصلاح خود و جامعه‌اش به جهاد و مقاومت می‌پردازد. از آن زمان كه فرشتگان الهی به امر خدا، برابر حضرت آدم علیه السلام سر به سجده فرود آوردند، بحث از انتظار موعودی از سلاله آخرین پیامبر الهی به میان آمد. دیگر این، وظیفه تمام فرستادگان آسمانی شد كه منتظر باشند و دیگران را هم به انتظار دعوت كنند. آن زمان كه لوط، برابر فاسدان قوم خود قرار گرفت و گفت: «كاش برای مقابله با شما قدرتی داشتم یا به تكیه‌گاهی استوار پناه می‌جستم»(1) اندیشه انتظار قائم، در روح و جانش جاری بود. امام صادق علیه السلام فرمود: 

حضرت لوط  علیه السلام این سخن را نگفت، مگر برای تمنای دسترسی به قدرت قائم ما. و آن تكیه‌گاه استوار، چیزی نبود، جز استواری و توانایی یاران او ... (2).

انتظار، در زمان غیبت و عدم حضور ظاهری امام در جامعه، به نوعی، اعلام پذیرش ولایت و امامت آخرین وصی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است و همین انتظار موجب می‌شود ارتباط شیعیان با امامشان ـ اگرچه به صورت ارتباط قلبی و معنوی ـ حفظ شود.

 

1.jpg 

 


ادامه نوشته

مهدي (ع) و نداي مظلوميت حسين (ع)

مهدي (ع) و نداي مظلوميت حسين (ع)

راجع به اينکه امام زمان (ارواحنا له الفداء) به هنگام ظهور چه مطالبي را مي گويند و با چه سخناني آغاز خواهند نمود، رواياتي است، از جمله ي آنها روايتي است که محدّث بزرگوار مرحوم شيخ علي يزدي حائري متوفاي سال 1333 هـ.ق نقل کرده است. او مي گويد: زماني که قائم آل محمد عليهم السلام ظهور کند، ما بين رکن و مقام مي ايستد و پنج ندا مي دهد:

1. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الاِمام القائِم.

2. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم.

3. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين قَتَلُوهُ عَطشاناً.

4. الا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين طَرَحُوهُ عُرياناً.

5. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين سَحَقُوهُ عُدواناً. (الزام الناصب ، ج 2 ، ص 282)

آگاه باشيد اي جهانيان که منم امام قائم، آگاه باشيد اي اهل عالم که منم شمشير انتقام گيرنده، بيدار باشيد اي اهل جهان که جدّ من حسين را تشنه کام کشتند، بيدار باشيد اي اهل عالم که جد من حسين را روي خاک افکندند، آگاه باشيد اي جهانيان که حق جد من حسين را از روي کينه توزي پايمال کردند.

طبق اين نقل، سه نداي اخير، مخصوص و ويژه ي جد بزرگوارش امام حسين (ع) است و مصائب جگرخراش آن سيد ابرار را بازگو مي کند و اذيت و آزارهاي جانکاهي که بر آن حضرت در صحنه ي خونين کربلا رفت، را يادآوري مي فرمايد.

 

 36.jpg

 


ادامه نوشته

آداب غلامي امام زمان(عج)

آداب غلامي امام زمان(عج)

بخش چهارم از سلسله مقالات پیوند غدیر و مهدویت:

 غلامي آداب دارد ، راه و رسم مي‌طلبد ، براي خود مرام و مسلكي دارد. وظيفه‌ي يك غلام اين است كه بدنش در مقابل مولا خاضع و خاشع باشد خضوع بدني يعني اينكه همه‌ي اعضاي تن بنده ، برابر مولا در حال خواري و سر به زيري به سر برد و براي پذيرش امر و دنبال كردن امر و نهي او آمادگي كسب كند خواب و بيداري ، نشست و برخاست ،حركت و سكون و حتي شادماني و ناشادي بنده مطابق خواست مولاست .

بايد همه‌ي توانايي‌هاي ما در جهت رضاي مولايمان به كار رود و سمت و سوي زندگيمان را جهت نگاه عزيزمان تعيين كند . خدمت او وظيفه‌ي ماست ، و براي اين انجام وظيفه هيچ منتي بر او نداريم .

 

35.jpg 

ادامه نوشته

امام باقر علیه السلام و مهدویت

امام باقر علیه السلام و مهدویت

امام باقر علیه السلام و مهدویت

امام باقر علیه السلام در سوم صفر سال (57 ه‍.ق) در مدینه متولد شد و نسبش از هر دو سو، علوی و فاطمی است؛ زیرا پدرش، امام سجاد علیه السلام، پسر امام حسین علیه السلام و مادرش، ام‌عبدالله، دختر امام حسن مجتبی علیه السلام بود.(1)

امام باقر علیه السلام، حدود چهار سال از دوران امامت جدش، امام حسین علیه السلام و حدود 37 سال از دوران امامت پدر بزرگوارش را درك كرد، آن حضرت در حادثه عاشورا حضور داشته، در این‌باره می‌فرماید: «من چهار ساله بودم كه جدم، امام حسین علیه السلام را كشتند و شهادت وی و آنچه در آن وقت به ما رسید به یاد دارم.»(2)

امام محمد بن علی بن الحسین علیه السلام با كنیه ابوجعفر و لقب‌های هادی، شاكر، امین، صابر و شبیه، به دلیل شباهت به پیامبر صلی الله علیه و آله(3) معروف بود و مشهورترین لقب وی، باقر بود؛ چرا كه رسول خدا صلی الله علیه و آله به روایت جابر، او را باقرالعلوم نام نهاد و در این‌باره فرمود: «او علم را به تمام و كمال می‌شكافد.»(4) در ادعیه و زیارات نیز، لقب آن حضرت را به صورت «باقر‌العلم بعد النبی و باقر علم النبیین» می‌خوانیم، امام باقر علیه السلام، سرانجام در (سال 114ه‍.ق)‍ در شهر مدینه به شهادت رسید و در قبرستان بقیع، كنار پدر و جدش امام حسن علیه السلام به خاك سپرده شد.

 

امام باقر علیه السلام و خلفای غاصب دوران

دوران بیست ساله امامت امام باقر علیه السلام با خلافت پنج خلیفه اموی هم‌زمان بود، بخش نخست امامت آن حضرت در دوره چهار خلیفه: ولید بن عبدالملك (86 ـ 96)، سلیمان بن عبدالملك (96 ـ 99)، عمر بن عبدالعزیز (99 ـ 101) و یزید بن عبدالملك (101 ـ 105) بود، آن‌گاه خلافت بیست‌ساله هشام آغاز شد ـ كه توانمند‌ترین خلیفه اموی بود ـ امام علیه السلام در این دوران، سیاست تقیه را پیش گرفت و از درگیری مستقیم با خلیفه دوری نمود؛ ولی زمینه شكل‌گیری حركت فكری و اعتقادی را میان متفكران جامعه و بزرگان علم، ادب و دانشمندان پی‌ریزی می‌كرد، امام باقر علیه السلام به وسیله تقیه، تشیع را از حوادث هولناك به ساحل نجات رهنمون شد، آن‌گونه كه می‌فرماید: «تقیه از دین من و پدران من است هر كه تقیه نكند، دین ندارد.»(5)

آن حضرت در سایه تقیه به بازسازی و گسترش تشیع پرداخت.

 

59.jpg 

 


ادامه نوشته